
دسترسی سریع
نویسندگان
آخرین مطالب
صفحات جداگانه
ابربرچسب ها
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی

مهدي جان!
ديري است كه چشمانمان همچون ستارگان شبهاي انتظار به راه تو نشسته است و بلور دلهايمان به سنگ فراق تو شكسته است
اشك مهتاب گونمان دامن دريا گرفت
و آه شبرنگمان از هفت آسمان گذشت
غم دل را با كه بگوييم كه دادخواهي جز تو نمي يابيم
مولاي من!
هر چند انتظار ديدارت سنگين و شيرين است
اما ترسم اين كه وسعت اين هجران،در عمر كوتاهم نگنجد
و مرگ،بين من و تو فاصله افكند
و هم اينك،عاجزانه از تو مي خواهم تا اگر بدين گونه بود
مرا نيز براي درك لحظه ى ظهورت به حضور فراخواني
اي امام عصر!
ما را در زمره دوستدارانت بپذير و چشم اشكبارمان را در فراقت ببين و به زمزمه انتظارمان گوش فرا دار:
"شكوه هاي انتظارم روز و شب
مي زند بر جان شرارم روز و شب
با خيالت اي جلال شور و عشق
روز و شب را زنده دارم روز و شب
همسفر با كاروان اشك و آه
راه خونين مي سپارم روز و شب
آرزوها كاروان در كاروان
بگذرد از هر كنارم روز و شب
روز و شب را روز و شب در خون كشد
ناله هاي بيقرارم روز و شب"


میگویند نوشته ها از گفته ها معتبر ترند ...
دوازده هزار نامه ی دعوت نوشتند،
ولی با بیش از سی هزار نیزه و شمشیر به استقبال رفتند !
آقای من ، راز بی نشانی بودن ات را اکنون میفهمم ؛
کاش نامه هایی که تمبر صداقت نداشتند هیچگاه به نشانی نمی رسیدند ...


مهدی جان…
مارا به جبر هم که شده سر به راه کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها اللهم عجل لولیک الفرج
--------------------------------
اسمرا با عشق خود درگیر کردی / به پایم با غمت زنجیر کردی
بدان دنیای بی تو هیچ باشد / دلم را از زمانه سیر کردی
تو با رفتن به پشت ابر ایّام / غروب جمعه را دلگیر کردی
یا اباصالح ادرکنی . . .

ای دل بسوز تا شب احیا نیامده
تقدیر من هنوز به دنیا نیامده
فرقی نکرده ایم ز احیای سال پیش
توبه چرا سراغ دل ما نیامده
گویی به گوش عده ای از ما هنوز هم
هل من معین غربت آقا(عج) نیامده
آری برای بنده شدن وقتمان کم است
ای دل بسوز تا شب احیا نیامده
عاقبت یک عکس سلفی در بقیع خواهم گرفت
ذیل آن با افتخار این جمله را خواهم نوشت
((من همین الان یهویی در حیم مجتبی داخل صحن بزرگ قاسم ابن المجتبی))
پی نوشتی میزنم این جمله را حک میکنم
نام زیبای تورا با عشق هشتگ میکنم
نوکرت در حرمت شور و نوایی دارد
به به ایوان حسن عجب صفایی دارد
بس کریم است کرم محو عطای حسن(ع)
رزق عالم همه در سفره سرای حسن (ع)
پرمی را که خدا نصب نموده است به عرش
پرچم گنبد ایوان طلای حسن (ع) است
کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...
ندا آمد بر در خانه ام بیا ، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...
وقتی بر در خانه اش رسیدم
هرچه گشتم در بسته ای ندیدم!!!
هرچه بود باز بود...
گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟
ندا آمد: این راگفتم که بیایی...
وگرنه من هیچوقت در های رحمتم را به روی تو نبست بودم!
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک...
((مهربان خدایم دوستت دارم))
دم افطار که بی تاب تر و تشنه ترم
می شوم غرق علمدار...
عمو...آب...حرم...
بعد یاد تو می افتم که غریبی آقا
تو کجا دعوتی افطار؟
چرا بی خبرم؟
مشکل از کجاست؟
اللهم عجل لولیک الفرج
روز سیزدهم رمضان به یاد سیزده ساله ی کربلا
یا قاسم اب الحسن(ع)
سیزده بار حزینم امشب***با غم و غصه عجینم امشب
به خود عشق قسم، دل شده ی***سیزده ساله ترینم امشب
سیزده بار زخود رستم من***سیزده مرتبه سر مستم من
سیزده بار به آقا سوگند***قاسم ابن الحسنی هستم من
جهت پخش آگهی های خود لطفاً در نظردهی اعلام نمایید(وبسایت و وبلاگ های مذهبی تخفیف ویژه)
تعرفه ها پس از اعلام تبلیغات از سوی شما اعلام میگردد.
مطالب پربازدید
درباره وبسایت
امکانات وب
عضویت سریع
آخرین نظرات کاربران
آمار وب
ورود کاربران
تبلیغات متنی



